درد می خیزد از خلوت گاه من
کسی خبر کی یابد از ویرانه ام؟
با درون سوخته ام دارم سخن
کی به پایان می رسد افسانه ام؟
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افکندم در آب
لیک از ژرفای دریا بی خبر
سهراب سپهری
این روزها نمایشی در تلویزیون در حال پخش است که می خواهد نشان دهد جامعه تک صدایی نیست و در آن عده ای مخالف ، منتقد و عده ای هم حامی مثنوی سرایی می نمایند تا ذهن مردم را از اصل ماجرا منحرف گردانند وگرنه کیست که نداند تمام این ها دعوا بر سر لحاف ملاست.
سلام مي داني امروز درست دو ماه است كه ملت بي وقفه تو را دشمن اين خاك مي خواند* نمي دانم اين نداي بلند را شنيده اي يا آن هاله اي از گرد و غبار كه تو را فرا گرفته است نمي گذارد اين آوا به تو برسد ولي نه نداي ما آن قدر رسا است كه جهانيان آن را ديده اند و شنيده اند و حتي آن هاله ي جعلي هم نمي تواند سدي شود واگر به تو نمي رسيد كه مجبور نمي شدي سوار بر چرخ بال براي خوردن سوگند دروغين خود را از پاستور تا بهارستان به نزد مجلسيانی كه يك سره وكيل الدوله اند برساني .فقط مشكل از تو است كه سعي كرده اي چشم وگوش هاي خود را به روي خيلي چيزها ببندي !!!
راستی در مشهد گفته بودی که سر مخالفان را به سقف خواهی کوبید نیازی به این کار نیست سقف ها آنقدر کوتاه شده که سر بلند قامتان همین جوری هم به سقف خواهد خورد!!!
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*-آن خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی ...
برگشت شوق و امید در بین جوانان با میر حسین موسوی

دارا جـهان ندارد سـارا زبان ندارد
بابا سـتاره ای درهفت آسمان ندارد
کارون زچشمه خشکید البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند آتش فشان ندارد
دیو سیاه در بند آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیا هو گرز گران ندارد
روز وداع خورشید زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی آرش ما تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادرزخاک برخیزایران جوان ندارد
دارا کجای کاری؟ دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسـند دارا جهـان ندارد
آئیم به داد خواهی فریادمان بلند است
اما چه سود که این جا نوشیـروان ندارد
سرخ و سفید و سبز است این بیرق کیانیاما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد
هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد
تنها رد پایی بر گل و سایه ای بر دیوار و در کنارشان واق واق سگی که در زوزوه ای ناپیدا گم می شود!
برمی گردم و سایه ام را دو دستی می چسبم و پایم را درست در جای پاهایی که بر گل مانده است می گذارم شاید این گونه می خواهم بر ترس و هراس که تمام هستی ام را پر کرده است چیره شوم .
راستی آیا این رد پاها مرا به عروسک های خون اشام رهنمون نخواهند کرد؟!
نمی دانم شاید در شهر خبری هست !
شاید در موقعیت جنگی قرار داریم شاید باید بترسیم.
و شاید هدف ترساندن دشمن (؟) است که اگر هست که چرا باید این ترس را به شهروندان القا کرد شاید و فقط شاید احساس می شود ملت دشمن هستند!!!!
اس ام اس عاشقانه:
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟ عشق چیزی جزء ظهورمهر نیست،
عشق یعنی دل تپیدن بهردوست، عشق یعنی جان من قربان دوست.
درین مملکت شما کاملا آزادید که از یکی از خطوط 32 یا 56 در اینترنت استفاده کنید و با ساعت ها صرف داونلود یک نرم افزار خود را سرگرم کنید، و یا شما آزادید از بین روزنامه های قدس کیهان و رسالت یکی را انتخاب کرده و با جدول آن خود را سرگرم کنید ، همچنین شما آزادید وارد هر سایتی که دوست داشتید بشوید و با عبارت:
"مشترک گرامي
دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد"
روبرو شوید و با خواندن این عبارت خودرا نیز مدت ها سرگرم کنید
شما می توانیدوارد یک کتاب فروشی شوید و یک کتاب "داستان راستان" انتخاب کرده و آزادانه هر داستان آن را دوست داشتید بخوانید و خود را سرگرم کنید ،و همچنین شما می توانید در انتخابات شرکت کرده و آزادانه به احمدی نژاد و یا یکی از همفکران ایشان رای بدهید تا سرگرمی های بیشتری را برای شما به ارمغان بیاورند.حالا خداییش بازم آزادی نیست وبه قول حسنی کی گفته درین مملکت آزادی نیست شما آزادید درخت سیب بکارید درخت آلو بکارید ، دیگرآزادی ازین بیشتر کجای دنیا سراغ دارید.
آقای رئیس جمهور بابت این همه آزادی ممنون ما را تا آخر عمر وام دار خود کردید.
نفت را ما بر سر سفره هایتان آوردیم زحمت آب را خودتان بکشید و با بانکه هایتان آن را تهیه کنید.(اینجا نه یک روستای محروم است و نه یک شهرستان دورافتاده بلکه مرکز یکی از استان های شمالی کشور است و تهیه آب قابل نوشیدن به این صورت هم کار یکی دو روز ه شان نیست).

اینم یکی از جاذبه های گردشگری در استان لرستان
گذرتون به خرم آباد افتاد این تابلوی زیبا رو در خیابان اصلی این شهر زیر چهار راه بانک ببینید
اين صدای جوانی وبلاگ نويس بود که در سحرگاه چهاردهم مرداد ماه ۱۳۸۷ در زندان مرکزی زاهدان اعدام گرديد و يگانه جرم او ابراز انديشه و تلاش در جهت حقوق اوليه مردم محروم بلوچ بود.
اولین پستش در وبلاگ :
به نام آن خالقی که انسانها را آزاد آفرید
هرچند که مشغله ها بسیارند وفرصت آنکه بتوانم به صورت مستمر دغدغه ها و تراوشات ذهنی ام را در وبلاگی مستقل منتشر نمایم ممکن است برایم خیلی مقدور نباشد اما در مدت چند سال فعالیت در سازمانهای غیرحکومتی وتشکلهای مردمی آموخته وتجربه نموده ام که هرشخصی نیاز به درد دل وسخن گفتن دارد و چه خوب است تا آدم حرفها وگفته هایش را با یک دنیا آدم وهمنوع خود بزند . یک دنیا آدمی که فارغ از هرگونه مرده باد وزنده باد و بدور از هرگونه تعصب زبان وقومیت ومذهب وسرزمین می توانی با آنها سخن بگوئی اما هرگز اصالت خود را از یاد نبری واما هرگز فکر نکنی که به تو می گویند شهروند درجه دو ویا شاید هم شهروند درجه سه. اما در مورد خودم اگر بخواهم یک سطر توضیح بدهم اینگونه باید بگویم که: از خطه کویری بلوچستانم وساکن شهر زاهدان و دبیر تشکل غیردولتی به نام انجمن جوانان صدای عدالت و ۲۵ بهار از عمرم را تاکنون سپری نموده ام . اما آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند واز لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم پس بهتر آن است که حداقا همانگونه آزاد به دنیا آمده ام آزاد نیز از دنیا بدون هرگونه تعلل وسکوت وقید وبند ومماشاتی هم بروم شاید اینگونه بهتر به رستگاری برسم ومهم مشکلات این چند روز زندگی نیست که چگونه می گذرد مهم آن است که خود را به بهاء اندک نفروشیم و بسان آزادمردان زندگی کنیم وخوشحال خواهم شد تا مرا به جمع خود پذیرا باشید .
با تقدیم خالصانه ترین احترامات فایقه
یعقوب مهرنهاد
آن چه این روزها چه در افواه عمومی و چه در محافل خاص گفته می شود مقصر جلوه دادن شخص احمدی نژاد می باشد که متاسفانه این تحلیل سلب مسئولیت کردن از جناح محافظه کار و به ویژه اصولگرایان و سران این جبهه همچون باهنر ،توکلی و ... می باشد در حالیکه ایشان مجری تفکراتی است که این مشکلات را بوجود اورده است و اصلاح طلبان باید در تحلیل های خود بیشتر به این نکته توجه کنند. چرا که همان طور که از قراین پیداست جناح محافظه کار به دنبال آلترناتیوی(جایگزینی) برای رییس جمهور فعلی است و این وظیفه اصلاح طلبان است که به عامه ی مردم این آگاهی را بدهند که با عوض شدن فرد در حالی که دارای همان تفکرات است چیزی عوض نخواهد شد و این نابسامانی های موجود هم ریشه در تفکرات احمدی نژادی که آن هم برگرفته از عقاید مصباح می باشد دارد فرقی نخواهد کرد در پشت این تفکرات نادرست رییس جمهور فعلی باشد یا شخص دیگری و جایگزینی آن توسط جناح راست با یک محافظه کار دیگر فقط راه فراری است برای از دست ندادن قوه مجریه و شکست در انتخابات توسط محافظه کاران
سلام آقای پرزیدنت سه سال از چهار سالتان هم گذشت سه سال سخت هم برای شما و سخت تر برای مردم ایران ، برای شما که شب و روز نداشتید و یک لحظه آرام و قرار ، ولی آیا فرصت آن را داشته ای که با آن همه سخت کوشی و تلاشتان که در راستای به اجرا در آوردن میثاق نامه تان داشته اید به این فکر کنید که در این مدت چه نصیب مردم کرده اید نه تنها نفت را بر سر سفره هایشان نیاورده اید که حتی با فروش بالای 140 دلار نفت باید بنزین خود را جیره بندی تهیه کنند و بیش از 4 - 5 ساعت یک راننده تاکسی در پمپ های گاز بگذرد هر چه قیمت نفت بالاتر می رود فشار بر این مردم بیشتر می شود گویی آن ها خریدار نفت هستند نه فروشنده آن . کمی بیندیشید گاز در زمستان به آن فضاحت و حالا در تابستان نوبت جیره بندی برق و آب شده تا در گرمای وحشتناک رمقی برای مردم باقی نگذارد گویا کم کم باید نفس را ، هوا را، زنده بودن را ( زندگی مان دیریست جیره بندی شده) را جیره بندی کنید .
جناب رئیس جمهور گناه گرانی را به گردن منتقدین و تورم جهانی نیندازید چرا که در میان رسانه های عمومی کشور رسانه ی منتقدی باقی نگذاشته اید و رسانه های موجود هم سعی در پوشاندن بی درایتی های مجموعه ی شما را دارند تورم جهانی هم برای شما که در هاله ای از نور قرار گرفته اید و دولت تان دولت امام زمان است مشکلی نیست نه این که داعیه ی مدیریت جهان را دارید تورم جهانی را هم مدیریت کنید تا دیگر ملت های جهان را هم مانند ملت ایران به بهره ای برسانید .
می دانید آقای رئیس جمهور مشکل نه منتقدین و نه تورم جهانی است مشکل ما نمایندگان وکیل الدوله ای است که نه تنها طرح عدم کفایت سیاسی ، اقتصادی فرهنگی شما را به صحن مجلس نبرد که در خیلی از ین بی کفایتی ها با خودشما سهیم بود .و آقای رئیس جمهور مشکل خود شمایید که نفهمیده اید لیاقت نمایندگی این ملت بزرگوار را ندارید.

در عهد ساسانیان سه آتش يا آتشكده بزرگ در ایران وجود داشتهاست و در روايتها، اصل اين سه آتشكده را از سه آتش مهم اساطيري دين زرتشت دانستهاند: آذر فرنبغ، آذرگشنسب و آذر برزينمهر.
هر يك از اين سه آتش را متعلق به يكي از طبقات جامعه ميدانستهاند: آذر فرنبغ آتش موبدان، آذر گشنسب آتش ارتشتاران و آذر برزينمهر آتش كشاورزان بوده است. که محل این آتشکده در غرب سبزوار و در ارتفاعات کوه های ریوند می باشد که بر اثر بی مهری مسئولان و نوع نگاه آنان بسیار مظلوم واقع شده است و شاید اگر حضور کاووشگران لهستانی در کنار یک تیم ایرانی که کار بسیار اندکی را در سال گذشته انجام دادند نبود در آینده ی نزدیک چیزی از این میراث کهن به جا نمی ماند. خدا کند فعالیت آن ها ادامه یابد! ( این عکس رو هم زمستان گذشته گرفتم خوب شده یا نه؟)
شايدآخرين بار كه جدي نوشتم درباره ي هفته ي معلم بود و از آن پس حدود يك سال مي گذرد سالي كه هر چه كردم توان نوشتن را در خود نديدم نه آن كه از سياست زده شوم نه آن كه بترسم و يا آن كه دردم درد ديگرن نباشد ولي گاهي فضاي مسموم چنان بر ما آدم ها اثر ميگذاردكه اگر ما را مسموم نكند و از پا در نياورد مي تواند ما را به سمت خاموشي سوق دهد درين يكسال نه تنها من كه با نگاهي به تارنماي دوستانم مي بينم كه آنها هم به اين سمت كشيد شده اند .مسعود ، باران ، محدثه ، ابوالفضل ،وحيد ديگر نمي نويسند . داوود هم مانند گذشته نيست اين را از وبلاگش مي توان فهميد وامید هم يكي از قديمي ترين دوستان اين دنياي بي رحم مجازي خيلي كمتر به روز مي شود گر چه جنس دغدغه هايش نبايد مثل ما باشد و رنگ آسمانش با ما متفاوت است و ديگران ...
فضاي سخت سنگين و مسمومي كه گاهي غير قابل تنفس است ، كمترين مخالفتي تحمل نمي شود روزنامه ها چار خودسانسوري عجيبي شده اند كه كمتر از مرگ براي آن ها نيست در سفره ها ناني نمانده كه بخواهد بوي نفت بدهد يا ندهد ، از سنديكا ها و صنف هاي مستقل اثري نيست كوچكترين حركتي حتي اگر صنفي باشد را بر نمي تابند ودر خارج از كشور هم كه تصويري ازايران نشان داده مي شود كه با خشونت ، اعدام و شلاق و رنگ سياه همراه است و ما ملتي كه كورش بزرگ آن نماد صلح و دوستي است و سعدي شاعر بزرگ آن نداي هم نوع دوستي سر داده ، شده ايم سمبل خشونت و تروريسم .
نمي دانم اين در تا به كي مي خواهد بر همين پاشنه بچرخد ، چه بايد كرد ؟ يادمان باشد كوتاهي را به گردن ديگران نيندازيم اين ها تمام برآيند تصميمات و كنش و واكنش ها ي خود ماست .
هنوز دير نشده گر چه " چه زود دير ميشود گاهي "
شركت مي كنيم اما ليست نمي دهيم بدون شك اين تناقضي است كه در گفتار اصلاح طلبان امروز ديده مي شود حوزه انتخابي اينجانب نيز يك حوزه غير رقابتي است كه با مجموعه اصلاح طلبان شهرستان نتوانستيم كانديدايي را معرفي كنيم كه كاملا به اردوگاه اصلاح طلبان تعلق داشته باشد ولي نتوانستم براي خودم تحليل كنم كه چگونه مي شود بدون كانديدا شركت كرد (مگر دادن راي سفيد) به هر حال اين نشان از ترس اصلاح طلبان دارند كه ازبه كار بردن لفظ تحريم و عواقب آن ابا دارند كه مبادا اين واژه سدي شود براي آن ها كه در آينده بازگشت آن ها را به قدرت با مشكل مواجه كند.
آعاز را هنگامی
و
پایان را انجامی
نیست
در ابتدای سکوت
عشق فریاد میرند
وروحی دیگر
از آمیزش
روح من و تو
با هزاران درد
متولد می شود
راستی
تولدش مبارک باد یادمان نرود!
و چه زود دیر می شود گاهی
۱۲ اردیبهشت گذشت روز و هفته ای که عده ای به نام تبریک باب سخن گشودندتا معلم را که پیام آور مهر و محبت است تهدید کنند بسیار کسان که نه جنسشان از جنس علم و ادب بود و نه سنخیتی با فرهنگ داشتند در جواب اعتراضات حق جویانه ی او او را زیاده خواه دانستند و عده ای او را وابسته به اجانب خواند تا خاموشش کنند ( اجانبی که رئیس جمهور عدالت گو از افتخاراتش در آغوش کشیدن آنان و گرفتن عکس یادگاری با آن هاست) و چون خاموش نشد و تهدید و ارعاب شان کارگر نیفتاد او را به بند کشیدند تا دیگر در مملکت اسلامی خواهان عدالت نباشد و به دنبال شان و منزلت زیر سئوال رفته اش نگردد او باید غرق و گرفتار زندگی قسطی شده اش باشد تا فرصت اندیشیدن به هیچ چیز را پیدا نکند ولی نه او خسته نمی شود و از پای نمی نشینداو درد خود را فریاد می زند که درد او درد جامعه است و او خواهان التیامش.

ششم فروردین زاد روز اشو زرتشت پیام آور گفتار نیک کردار نیک و پندار نیک را که نشان از یکتا پرستی ایرانیان قرن ها قبل از اعراب و مسیحیان و یهودیان دارد به تمام ایرانیان تبریک گفته و امید وارم سالی نیک را پیش رو داشته باشند
سال نو بر ایرانیان مبارک باد
تصور شما از آینده چیست ؟ آیا دنیایی را که ما می شناسیم تا ابد به همین صورت باقی می ماند و هیچ چیز چارچوب های اقتصادی و سیاسی شناخته شده ی ما را، تکان نخواهد داد، یا نه بر این نظرید که چیزهای زیادی تغییر کرده و در حال تغییر است آیا این تغییرات هرج و مرج و بی نظمی است یا این که ما را به سوی دنیایی جدید سوق می دهد . دنیایی که در آن داشتن اطلاعات و بکارگیری دانش، سرمایه است و در آن نو آوری مداوم لازمه ی رقابت است دنیایی که در آن میلیاردها دلار در حال هزینه شدن در شبکه های الکترونیکی و رایانه ای است تا رایانه ها ، بانک های اطلاعاتی و دیگر فن آوری های اطلاعاتی را در ارتباط با هم نگه دارند. این ساختار وسیع اطلاعات الکترونیکی و رایانه ای است که تمام شرکت ها را به هم و آن ها را به شبکه های فروشندگان و مشتریان وصل می کند تا ساختار های قدیمی به دست فراموشی شمرده شود. بدون شک در دنیای امروز هر لحظه از زمان بسیار با ارزشمندتر از لحظه قبل از آن است . به
" زردی من از تو سرخی تو از من "
آتش افروزی و پریدن از روی آن مراسمی است که در کنار کوزه شکنی و فال گوش نشینی ، قاشق زنی و اش و آجیل چهارشنبه سوری زردی خود را به آتش و سرخی و شادابی آن را برای خود می خواستند.
ایرانیان مردمانی شاد بودند که در مناسبت های زیادی چون جشن نوروز جمشیدی جشن زاد روز اشوزرتشت جشن تیر گان و مهرگان و جشن سده و ...به شادی و پایکوبی می پرداختند.آن ها بر خلاف مغرضین و جاهلانی که آن ها را آتش پرست می خواندند و می خوانند آتش را یکی ار عناصر چهارگانه و جلوه ای از محبت خدا دانسته و آن را مقدس و قابل احترام می دانستند درآثار تاریخی ما آورده شده که یزدگرد در جواب نامه ی عمر بن خطاب که از او میخواهد با خلیفه ی مسلمین بیعت کند و رو به خدا پرستی آورد در جواب به او می گوید:" خود را خلیفه ی مسلمین می خوانی در حالی که از اطراف خودت چیزی نمی دانی ما ایرانیان قرن هاست که یکتا پرستیم".
باز دوباره به انتخابات نزديك مي شويم گذشته از قوانين ناعادلانه كه به نا حق، حق عده اي را در نامزد شدن از آن ها مي گيرند و دايره انتخابات مردم را تنگ و تنگ تر مي كنند بخث بر سر شركت و عدم شركت در انتخابات است كه خود نه وظيفه كه يك حق است كه هر كس مي تواند از حق خود استفاده كند يا نكند درست است كه شركت در انتخابات يعني تاييد نظام و باعث خواهد شد كه آقايان در بوق و كرنا بدمند كه ما انتخابات حداكثري را داريم پس داراي مشروعيت هستيم ولي ما گزينه تحريم را هم امتحان كرده ايم مي توانيم نتايج آن را براي خود تحليل كنيم واقعا از تحريم چه گيرمان آمد آيا جز اين بود كه حكومت را به كساني سپرديم كه اين قبا برايشان خيلي گشاد بود آيا باعث نشديم كه زندگي روز به روز بر مردم سخت تر شود. البته نظرات تحريمي ها هم قابل و محترم است ولي اكنون توان مقايسه را داريم بد نيست مقايسه بين دوره خاتمي و احمدي نژاد را داشته باشيم. كه اولي از دل مشاركت و دومي از دل تحريم بيرون آمد.
الهام در نشست خبري اين هفته خود در مورد نتايج انتخابات آمريكا بيان داشت " مشاركت 40% واجدين شرايط در انتخابات مفهوم دموكراسي آمريكايي را نشان مي دهد كه آن ها علاقه مند به صدور آن به تمام عالم هستند... ما در انتخابات خود مشاركت حداكثري مردم را داريم آما متهم هستيم كه دموكراسي نداريم."
مطمئنا آقاي الهام خود بهتر مي داند كه تفاوت دموكراسي آن ها با ما در اين است كه در آن جا اگر تنها 40%مردم مشاركت دارند اما بلافاصله به خواسته ي آن ها احترام گذاشته مي شود و ديده شد كه بوش بلافاصله استعفاي رامسفلد وزير دفاع با اقتدار خود را كه همه جا در مقابل انتقادات از او دفاع ميكرد را اعلام نمود چرا كه مسئوليت بسياري از سياست هاي نادرست به گردن او بود ولي در ايران ما بيش از 70% مردم يم نظر را اعلام ميكنند ولي آب از آب تكان نمي خورد كه هيچ دولت سرسختي بيشتري هم نشان مي دهدو تنها چيزي كه در اين جا اهميت ندارد خواسته ي مردم است در حالي كه در دموكراسي آمريكايي يا هر دموكراسي واقعي ديگري فرق نمي كند چه كسي بر مسند قدرت است همه بايد به ملت خود پاسخ گو باشند حتي اگر آن شخص بوش باشد در حالي كه اينجا هيچ كس در برابر مسئوليتي كه به او سپرده مي شود نه تنها جوابگو نبوده كه كلا با اين مقوله بيگانه است در دموكراسي آمريكايي فرقي نميكند كه جمهوري خواهان بر سر قدرت باشند يا دموكرات ها انتخاباتشان بايد طبق قانون شان اجرا شود هيچ كدام حق ندارند از اهرم هاي قدرت به نفع حزب خويش استفاده كند و تنها مردم هستند كه انتخاب كننده هستند.
اینترنت پر سرعت در ایران محدود شد . این خبری بود که هفته گذشته کلی سر و صدا به پا کرد اصلا مگر چه ایرادی دارد وقتی حکومت محترمه می خواهد ما چشم و گوش بسته بمانیم ما چرا باید سر و صدا و قیل و قال براه بیندازیم که چرا چنین شد و چنان کردند اصلا مگه به ما ربطی هم دارد که از همه جا بخواهیم خبردار باشیم ما اصلا چکاره ایم که خودمان را نخود هر آش کنیم اصلا شما بگویید به ما چه که فلان آیت الله در تهران ادعا کرده است دین از سیاست جدا است به ما چه مربوط که اصلا بدانیم آیا انرژی هسته ای حق مسلم ماست یا آزادی انتخابات ، ازادی اندیشه ،آزادی بیان به ما چه که هومن کاظمیان را در دانشگاه بازداشت کرده اند اصلا چرا باید ناراحت او بود چرا باید ناراحت بود که فلان دانشجویان را با توجه به قبولی در کارشناسی ارشد باز پذیش نشده اند ای بابا حتما کاری کرده اند مگر ما بهتر می دانیم یا
بگذارید خیال همه را راحت کنند روزنامه ها را ببندند استفاده از شبکه های ماهواره ای جرم باشد اینترنت را هم تعطیل کنند اصلا آقا راحت تر دور ایران را سیم خار داری دیوار بکشید یا باز هم آسان تر از فردا اعلام کنید :
که اندیشیدن قدغن
موضوعی که فارغ از هیاهوی سیاست به آن پرداختم.
برگی هستم خشکیده و جدا شده از درخت با شروع سال نو من تکه ای از لباس سبز رنگی شدم دوخته شده بر تن عریان یک در خت اما زود تر از آنچه فکر کنم شادابی ام را از دست دادم .و در گرمای سوزان تابستان سپری شدم برای در امان نگه داشتن شما از تیغ تیز و سوزان افتاب خود را سوزاندم تا شما لحظه ای در خنکای سایه ام خستگی از تن به در کنی و دیدن لبخندت برای من کافی بود تا آن گرمای سوزان خورشید را بتوانم تحمل کنم گر چه شادابی ام را از من بگیرد اما تازیانه های بی رحمانه ی باد مرا از شاخه جدا کرده است دردی جدایی که امیدوارم شما گرفتارش نشوید که من
زهر هجری چشیده ام که مپرس به خصوص که هر لحظه انتظار داشته باشید زیر پای رهگذری له شوی ، ولی نه هنوز امیدی است شاید کودکی باذوق که در حال گذشتن از اینجا باشد مرا برداشته و در میان برگ های کتابش جا دهد و هر چند وقت یک بار نگاهی به رنگ های متنوع من اندازد. و مرا با خود به دنیای شاد گذشته ام که در وزش نسیم رقصان می شدم ببرد البته شاید و شاید هم ....

